|
روزی روزگاری در یه کشور که پادشاه تصمیم داشت واسه جانشین خودش در بین اهالی ان شهر یکی رو انتخاب کنه + نوشته شده در پنجشنبه بیستم تیر 1387 20:32 توسط هيوا |
سلام به دوستای خوبم نمی دونم چرا روزای بد و خوب باهام دست به یکی کردن که منو دیونه کنند ********** منتظر نظرات قشنگتون هستم + نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387 18:13 توسط هيوا |
چگونه شاد شود این درون غمگینم به اختیاری که از اختیار بیرون است زبی خودی طلب یار می کند حافظ همچون گدایی طلبکار گنج قارون است
یه روز تو دفــتــــــــــــــــــــــــــــر دلـــم تصویــــــــــــــــــــــــــــر عشق و کشیدم تـــــــــــــــــــــــــو خلوت سرد تـــــــــنم یِِِِِِِـــــــــــــــــــه رد پای کشـــــــــــــــــیدم درست مثل یه همسفر تو قصه ها می دیدمش اخ توی دفترش یه رنگ خوب کشدمش اما نمی دونم چی شد سیاهی دورش حلقه زد از سوی نقشه دلم چه بی خبر پرزد و رفت اخه مگه نمی دونست قلبش و ابی کشیدم دیگه توی دفتر دل تصویر عشق و ندیدم کنار عکسش خومو با چشم گریون کشیدم
+ نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387 17:22 توسط هيوا |
سلام به دوستای گلم امیدوارم هر جا که هستین خوش باشین اول از همه سال جدید رو به همه ی دوستای خوبم تبریک می گم ارزو می کنم سربلند و سرزنده باشید و تایم خوبی را با خونوادتون داشته باشین تایمی که انشاالله با یه خاطر خوب همراه می شه
نمی دونم ولی انگار خیلی بدشانسم از یه طرف اون شهریوری منو از یاد برده خیلی کم بهم سرمیزنه دلیلش و نمی دونم البته ما دوستای صمیمی هستیم و خیلی هم سربه سر هم می زاریم
از طرف دیگه دوست خوبمون ابراهیم جون فعلا وبلاگ نویسی رو تعطیل کرده
یه دوست خوبه دیگه م به نام دوعاشق که به دلیل مشکلی که واسش پیش امده نمی تونه وبلاگ نویسی رو ادامه بده فعلا اونم تعطیله
ابجی شکیبا هم که به وبلاک ما سرنمی زنه ولی خودمونیم اگه اون نبود شاید این وبلاگ هم الان نبود البته مدیون دوستای خوبم هستم (ماهان و شهریوری جون )
از دنی دو زهرا خانم هم خیلی گله دارم اخ خیلی وقت به وبم نیومدن
و خیلی از دوستای گلم که متاسفانه یادم نیست ولی از همشون تشکر می کنم
کاش پولت به جیب دکتر نره این حرف و پدر بزرگم زد گفت که وقتی جوون بودم یه پیرمرد این حرفو بهم زده بهم گفت که حرف اون و درک نکردم ولی الان درک می کنم چون پولم به جیب دکتر می ره ارزو می کنم هیچ وقت پولت به جیبای هیچ دکتری نره
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 16:48 توسط هيوا |
نمی تونین تصور کنین این مطالبی که دارم می نویسم با چه شوقی رو دکمه های کی برد می زنم
و تایپ می کنم . چند تا دلیل داره ۱- تولد یکی از دوستام به اسم داداش ابراهیم . تولدت مبارک داداش ابراهیم http://www.ehtiajat.blogfa.com/ شما هم تبریک بگین بد نیست ها اینم از کیک رسید بچه ها البته قبل از رسیدن مهمان ها یه شیطون همه کیک ها رو خورد ی برین تو وب http://www.shakiba012006.blogfa.com/ اون ازتون پذیرای می کنه ۲- تازگی ها این اهنگ و گوش می دم واسه شما هم می زارم البته از اونجایی که عنوان وب من ترانه های بی آهنگ پس منم این ترانه رو بی اهنگ می زارم البته یه جورای مجبورم تنها می رم تنها می یام سزای من تنهاییه تنها شدیم منو دلم عاقبتم جداییه تنهام گذاشتی منو تو اخر بی وفاییه تو دلم بدون تو جات خیلی خالیه به تو نگم به کی بگم این روزا دارم می میرم اینقدر آتیشم نزن قلبمو پس نمی گیرم دعاکنون گریه کنون سرمو بالا می گیرم همش به فکرم که یه روز تو رو دوباره ببینم همش می گم خدا خدا تا کی باشم ازش جدا رفته ولی دلم براش بد می زنه بی انتها رفتن تو چیزی نبود برام جز این غصه ها می میرمو زنده می شم تا بگذرن این لحظه ها گفتم بهت فکر نکنم این جوری هر چه ماجرا دیدم که زاهی ندارم بی تو می میرم به خدا خواستی بهم فکر نکنی یادت بره قرار ما تا کی می خوای فرار کنی از بازی روزگار ۳- این روزا که زیاد سر نمی زنم درگیر وبلاگ جدیدم هستم با همکاری یکی از دوستام دوستم ؟ خوب وبمو ببینید خودتون می فهمین اگه دیدن نظر یادتون نره ها www.doste-man-2.blogfa.com
۴- فعلا این دوتا رو داشته باشین تا ببینم چی می شه . راستی بعدا عکس رو می زارم فعلا ندارم یعنی در دسترس نیست
نشستن کنار ساحل و سخنرانی کردن راجب طوفان خیلی اسونه ولی فقط کسی اینو درک می کنه که تجربش و کرده
تو تنها کسی تو این دنیا نیستی که غصه داره که دلش شکسته که یه عزیزش و از دست داده منم تو دلم گریه می کنم ولی هر گز اجازه نمی دم اشک تو چشام بیاد هیچ وقت دردمو به زبون نمی یارم و همه بازی های تقدیر و در سکوت می بازم منم مثل تو یه همدم و از دست دادم چنان همدمی را که هیچ کس نمی تونه جاشو برام پر کنه چنا دوستی که حاضر بود جانشو برام بده . بعد تو رو دیدم و با دیدن تو احساس کردم شاید یه ادم دل شکسته بتونه همدم یه دل شکسته دیگه بشه ولی اشتباه فکر می کردم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منتظرتون هستم نظر یادتون نره خداحافظ.......................................
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم دی 1386 11:57 توسط هيوا |
سلام بچه ها به قول یه دوست دیونه ام شلام بچه ها من امدم اما با یه نیروی جدید قبل از همه چیز یه چیزی رو روشن کنم
بعضی ها که نظر می دن آبجی منو صدا می زنن یا فکر می کنند من دخترم
من پسرم و هیوا اسم پسره یعنی آرزو & امید حالا اون هیچی دوستامو چکار کنم باید بهم بخندن و که چیه همه بهت می گن خانم/ ابجی /از این حرفا اینم از آپ جدید من ببخشید تو رو خدا دیر آپ کردم مهم اینا که آپ کردم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ اینم از فال حافظ این قسمت خیلی پر هیجانه ابتدا نیت کرده سپس بر روی عکس کلیک کنید
بی معرفتی اگه فالت درسا امد نظر ندی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ خوب زندگی اینه *** اخه پشت یه تاکسی نوشته بود *** " هی فلانی شاید زندگی همین باشه " واقعا شاید همین باشه زندگی بگذریم مهم اینه که من آپ کردم و دوباره امدم یاد گرفتم زندگی پرا از ماجراجویی شاید شما هم یه ماجراجو باشی یه ماجراجو تو زندگی من
یاد گرفتم زندگی پرا از مشکلات و نباید با مشکل که میشه با راحتی باهاش کنار بیای ببازیم اگه باهات لج کرد مجبوری که باهاش کنار بیای یعنی مجبوری باهاش بسازی
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم آذر 1386 5:6 توسط هيوا |
بچه ها سلام از اینکه این مدت کوتاه منو همراهی کردین ممنون اخه اگه بدونین چی کشیدم این روزا به قول معلم زبانمون که می گه معمولا اگه از یه بچه کوچولو بپرسی می گه مشکل دارم زندگی سخت شده سرم شلوغه ... از این حرفا که خودتون ماهرین به هر حال بگذریم برای یه شروع بهانه خوبیه تا من این حرفای دلمو بگم خوب بگذریم فعلا بریم سر اصل مطلب این روزا نمی دونم چرا باید تمام بلاهای این دنیای رویای سرم من بیاد همین چند شب پیش با یکی از دوستام بودم یه حرف قشنگ زد می دونی چی گفت ؟ گفت که جوانای بین سن 18-20 سالگی احساس می کنند بدشناس ترین ادمهای کره زمینن اره واقعا من حرفشو قبول دارم به خدا احساس می کنم بدشناس ترین ادم رو کره زمین منم گفت یه دانشمند این حرفها رو زده حالا ما کار به نام دانشمند نداریم مهم اینه که گفته به قول یه شخصیت مهم که می گه چکار داری کی گفت به اون کار داشته باش که چی گفت ************************************************************* *************** خیلی دوستون دارم***************** اینو گوش کنید رو یه ورق نوشته بودند غمگین ترین شخص کسی است که از همه بیشتر می خندد وقتی این نوشته رو دیدم خندم گرفت اما بعد از یه مدت که فکر کردم دیدم نه واقعا این حرف درسته نمونش خود من من یه ادمی هستم که خیلی زیاد می خندم ولی غمگینم این روزا احساس می کنم دیگه کسی خاطرمو نمی خواد کسی دوسم نداره همه دشمنم هستن ای خدای من چکار کنم گناه من چیه که باید این بلاها سر منم بدبخت بیاد ************************************************************* *************** خیلی دوستون دارم**************** اول از همه از دوستم ممنونم که مرا تنها نذاشت در این وبلاگ خودمونیم هر چند که این اخریها به من سرزد می دونم اونم مثل من مشکل داشت همون دیونه دیونه جون ممنون از همه چی از دوستای خوبم هم تشکر می کنم اگه اسمشون رو بیارم هم زیادن هم اگه اسم کسی رو نیارم امکان داره یکیشون ناراحت شه پس می گم همه همهی اونای که منو تنها نذاشتن یه مدت نیستم نمی گم نمی یام ولی خیلی دیر بهتون سر می زنم خوب منتظر نظرات قشنگتون هستم ************************************************************* *************** خیلی دوستون دارم***************** بخدا كم آوردم از دست اين زندگي ديگه هيچ چيز منو سبك نميكنه ديگه هيچ كس منو اروم نميكنه همه از دستم خسته شدن خونه واسم مثل زندون ميمونه يكي ازم پرسيد نظرت در مورد زندگي چيه اون موقع جوابشو ندادم ولي الان ميگم زندگي يعني گول زدن يعني فريب همه يه نقاب زده اند يه نقاب زشت جز من كه دل سادمو با هيچ چيز عوض نمي كنم همه حرفها برنامه ريزي شده به همه يه جور ميگن هيچكي مال تو نيست ظاهر يه جوره تو باطن يه جور ديگه خيلي سخته كه كه به هيچكي اعتماد نداشته باشي فكر كني همه بهت دروغ ميگن خدايا من خيلي تنهام ....
************************************************************* *************** خیلی دوستون دارم*****************
دوست معمولي هيچگاه نميتواند گريه تورا ببيند.
************************************************************* *************** خیلی دوستون دارم*****************
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386 1:25 توسط هيوا |
اون که یه وقتی تنها کسم بود تنها پناه دل بی کسم بود تنهام گذاشت و رفت از کنارم از درد دوریش من بی قرارم خیال می کردم پیشم می مونه ترانه عشق واسم می خونه خیال می کردم یه هم زبونه نمی دونستم نا مهربونه با اینکه رفته اما هنوزم از راه عشقش دارم می سوزم فکر و خیالش همش باهامه هر جا که می رم جلو چشامه جلو چشامه دلم می خواد تا دوم بیارم رو درد دوریش مرهم بزارم اما نمی شه راهی ندارم نمی تونم من طاقت بیارم + نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آبان 1386 14:6 توسط هيوا |
خانم ها به دل نگيرند ! زن ها علاقه زيادي به رياضيات دارند زيرا انها سن خود را تقسيم بر دو قيمت لباس هايشان را ضربدر سه و حقوق شوهرانشاه راضربدر چهار مي كنند و بيست سال هم بر سن بهترين دوستان خود مي افزايند ! در دنيا تنها دو چيز بسيار زيباست : گل و احساسات زن . زن پهلواني است كه دليرترين مردان را در سخت ترين زمان خشم و عصبانيت آرام مي سازد . اگر زن نباشد و تبسم او بر ظلمات زندگي نتابد تمام خوشي ها بي روح و همه زيبايي هاسرد و زشت مي شود . زن كودكي است كه با اندكي تبسم خندان و با كمترين بي مهري گريان مي شود . زنان به خوبي مردان مي توانند اسرار را حفظ كنند ولي به يكديگر مي گويند تا در حفظ آن شريك باشند . + نوشته شده در شنبه پنجم آبان 1386 0:53 توسط هيوا |
خيلي سخته خیلی سخته که بغض داشته باشی اما نخوای کسی بفهمه ... خیلی سخته که عزیزترین کست ازت بخواهد فراموشش کنی ... خیلی سخته که سالگرد آشنایی با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگیری ... خیلی سخته که روز تولدت همه بهت تبریک بگن جز اونی که فکر می کنی به خاطرش زنده ای .. خیلی سخته که غرورت رو به خاطر یه نفر بشکنی بعد بفهمی دوستت نداره ... خیلی سخته که همه چیزت رو به خاطر یه نفر از دست بدی اما اون بگه : نمی خوامت ... خيلي سخته ......... ؟ ديگه چي خيلي سخته ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ + نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386 2:33 توسط هيوا |
|